دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

266

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

برداشت ميوهء ديگر در آن مقصود نمىباشد . در كتاب محيط المحيط مىخوانيم : « تطعيم » ؛ يعنى شاخه‌اى را مواد غذايى رساند ؛ به اين صورت كه شاخه يا چيزى مانند آن را از جنس درخت ديگرى به درخت پيوند زند ، تا ( رشد ) درخت از جنس درختى شود كه آن شاخه را ستانده است . « 1 » اين معنا ، نسبت به معناى پيشين ، اشكال كمترى دارد ؛ چون در آن ثمر و ميوه ذكر نشده است ؛ ولى از ناحيهء قيدى كه آورده ، در مسئلهء پيوند اعضا پذيرفتنى نيست ؛ زيرا اين معنا كه رشد گيرندهء پيوند از ناحيهء رشد عضو پيوندى باشد ، در پيوند اعضا وجود ندارد . در هر صورت ، امروزه اصطلاح پيوند اعضا در زبان‌ها متداول است و اين تعبير ، از ديگر تعبيرات اشكال كمترى دارد . معناى عضو فيروزآبادى مىگويد : عضو ، هر گوشت ( ماهيچه ) فراهم آمده بر استخوان است ، و « تعضيه » به معناى جداسازى اجزاست . « 2 » خليل مىنويسد : عضو و عضو ، هر استخوانى است از بدن كه گوشت بر آن فراهم آمده ؛ و قطعه‌اى از شىء را « عضه » گويند . « 3 » در مصباح المنير آمده است : عضو ، هر استخوان فراهم آمده در بدن است و جمع آن « اعضا » مىباشد ؛ و « عضّيت الذبيحة » ؛ يعنى لاشهء ذبح شده را چند قسمت كردم . « 4 » نظير اين سخن را جوهرى در الصحاح مىگويد . « 5 » هم‌چنين در محيط المحيط مىخوانيم :

--> ( 1 ) . محيط المحيط ، ص 551 ، مادهء « طعم » . ( 2 ) . القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 366 ، مادهء « عضا » . ( 3 ) . العين ، ج 2 ، ص 193 ، مادهء « عضو » . ( 4 ) . المصباح المنير ، ص 76 ، مادهء « عضو » . ( 5 ) . الصحاح ، ج 6 ، ص 243 ، مادهء « عضو » .